جنگ افزار

دانستنی های نظامی و جنگ افزار

Leopard

آلمانی ها تانکی پلنگ نام(Leopard به معنی پلنگ است) ساختند که نشان میدهد هوش و خلاقیت سازندگان تانک Tiger آلمان در جنگ جهانی دوم که از برترین تانک های زمان خود در کنار M4 Sherman و دیگر تانک های موفق بود،به فرزندان و نوه هایشان به ارث رسیده است.

تانک Leopard یک تانک اصلی میدان نبرد است اولین بار در دهه 1960 توسط کمپانی Porsche(پورشه) و سپس Krauss-Maffei در آلمان غربی برای وزارت دفاع آلمان غربی طراحی و تولید گردید.پروژه ساخت این تانک از نوامبر 1956 با پروژه Standard-Panzer برای جایگزینی تانک های آمریکایی M47 Patton و M48 Patton ارتش آلمان غربی بود که 3 کمپانی آلمانی Rheinmetall و Porsche و Borgward رقیب یکدیگر در این پروژه رقیب یکدیگر بودند،ولی در نهایت در سال 1963 مدل ساخته شده توسط Porsche به عنوان برنده انتخاب شد.
اولین جنگ واقعی این تانک به همراه ارتش آلمان در نبرد کوزوو بوده و همچنین به همراه نیروهای بین‌المللی کمک به امنیت،ISAF،کانادایی و دانمارکی در افغانستان نیز به عملیات پرداخته‌است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392ساعت 10:4 بعد از ظهر  توسط داریوش چراغی  | 

وقتی هلیکوپتر کبرا ایران هواپیمای میگ 21 عراقی بزند،تانک پاتون ایران هم هلیکوپتر میل 24 عراقی میزند

سروان بازنشسته محمد صالحی،یکی ازدرجه داران خلاق و بااراده ارتش است که به عشق وطنش در دوران جنگ هنرنمایی های بسیار کرده که نابود کردن یک هلیکوپتر میل 24 عراقی با شلیک توپ،پر آوازه ترین شکار وی است.وی با تانک به جنگ هلیکوپتر رفت و دست پر برگشت.
از دیگر کار های شگفت انگیز ایشان،زنده نگه داشتن آتش 3 تانک ایران که تقریبا همه خدمه آنها شهید شده بودند و هر تانک فقط یک خدمه داشت،برای وانمود کرن این که همه خدمه این تانکها زنده هستند توسط ایشان است.

او دلاوری است از کردستان دلاور پرور.
در 1354 خورشیدی به ارتش پیوست و دوره تخصصی تانک را در شیراز گذراند.


ماجرای شکار از زبان خود ایشان:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 8:50 بعد از ظهر  توسط داریوش چراغی  | 

تانک لکلرک (Leclerc

لکلرک(Leclerc) نام تانک رزمی پیشرفته ای است که توسط کارخانجات جیات(Giat) فرانسه ساخته شده و توسعه یافته است. این تانک در ارتشهای فرانسه و امارات متحده عربی عملیاتی گردیده است . لکلرک فقط یک تانک به معنای کلاسیک آن نیست بلکه یک سیستم جنگ افزاری پیشرفته می باشد که به جدیدترین سلاح های عصر خود مجهز شده است . جدیدترین فناوری های نظامی بکار رفته در این تانک موجب شده است که فاکتورهای برتری رزمی همچون قدرت تحرک ، مانور پذیری ، قدرت آتش و ضریب ایمنی حفاظتی این تانک به بالا ترین حد ممکن برسد . تانک لکلرک از سال 1990 میلادی واری خط تولید گردید و در سال 1992 در ارتش فرانسه و به دنبال آن در سال 1995 در ارتش امارات متحده عربی عملیاتی گردیده است . لازم به ذکر است که تانک بهینه سازی شده لکلرک باکد(MK2) نیز در سال 1998 وارد خط تولید گردید .
این تانک به احترام ژنرال ژاک فیلیپ لکلرک ، فرمانده لشکر دوم زرهی فرانسه آزاد در جنگ جهانی دوم ، لکلرک نامیده شد . ژنرال لکلرک کسی بود که در سواحل نرماندی پیاده شد و پیشروی نیروهای فرانسه را در فتح پاریس رهبری کرد . تانک لکلرک جایگزین تانک معروف AMX-30 گردیده است که سال ها به عنوان ماشین زرهی اصلی فرانسه مشغول خدمت بوده است . در آغاز دهه هفتاد میلادی ارتش فرانسه به این نتیجه رسید که تانک AMX-30 آن کشور فرسوده شده وباید برای جایگزینی آن با یک تانک پیشرفته دیگر فکری نمود.
در سال 1977 ارتش فرانسه نیاز خود را مبنی بر ساخت یک تانک رزمی جدید مطرح نمود . امکان خرید تانک های خارجی همچون آبرامز ایالات متحده، لئوپارد2 آلمان غربی و مرکاوای اسرائیل که جزو بهترین تاکهای رزمی جهان به حساب می آمدند نیز توسط مقامات فرانسوی مطالعه گردید و رد شد.مقامات فرانسوی از تانک لئوپارد2 آلمان ها خوششان آمده بود و دست همکاری را به سوی آلمان ها دراز کردند اما برنامه مشترک ساخت تانک جدید بر پایه تانک لئو پارد آلمان هابه نتیجه نرسید . سرانجام در سال 1979 میلادی دولت فرانسه تصمیم گرفت که ساخت این تانک را بعنوان یک پروژه ملی در داخل کشور آغاز کند . برخلاف اکثر تانک های غربی که از سیستم حفاظتی غیر فعال استفاده می کردند ، برای تانک لکلرک سیستم حفاظتی فعال در نظر گرفته شد . سیستم حفاظتی فعال که به سیستم حفاظتی عامل نیز معروف است، بیشتر توسط نمونه تانکهای شرقی (بلوک شرق) مورد استفاده قرار می گرفت .
مقامات ارتش فرانسه علت در نظر گرفتن سیستم حفاظت فعال برای تانک را پایین آوردن جرم کلی و بالا بردن قابلیت تحرک تانک اعلام کردند . در نتیجه پایین آمدن جرم تانک قدرت مانورپذیری آن افزایش می یابد و درصورت آتش مستقیم یا شلیک جنگ افزارهای هدایت شونده دشمن خدمه می توانند با یک اقدام به موقع از اصابت جنگ افزارهای دشمن به تانک جلوگیری کنند . به علت هزینه های هنگفت ساخت تانک ، دولت فرانسه در صدد شراکت با یک کشور دیگر بود تا بتواند قسمتی از هزینه ها را جبران کند . سرانجام مقامات اماراتی به فرانسوی ها پیشنهاد همکاری دادند و بدین ترتیب امارات متحده عربی نیز وارد این پروژه گردید و قرار شد که علاوه بر420 دستگاه تانک در نظر گرفته شده برای ارتش فرانسه 390 دستگاه دیگر نیز برای امارات ساخته شود . در سال 1986 میلادی پروژه ساخت تانک تحت عنوان لکلرک آغاز شد و به سرعت شش نمونه اولیه ساخت شدند . تولید انبوه تانک نیز در سال 1990 آغاز گردید .
تانک لکلرک به یک توپ بدون خان 120 میلیمتری مجهز است که توسط شرکت(GIAT) ساخته شده است . سری کاملی از گلوله های مختلف برای این توپ ساخته شده است از جمله گلوله های ضد زره APFSDS و گلوله های انفجاری شدید ضد تانک HEAT.البته تانک لکلرک از مهمات تانک لئوپارد2و سری تانک های ابرامز ایالات متحده نیز می تواند استفاده نماید . این توپ به یک روکش حرارتی و یک سیستم هوای فشرده اتوماتیک مجهز است . این تانک از سیستم هوای فشرده برای خارج کردن دود ناشی از شلیک استفاده می کند و بر خلاف بسیاری از تانک های دیگر از سیلندر تخلیه کننده استفاده نمی نماید . تانک لکلرک از یک سیستم گلوله گذاری اتوماتیک منحصر به فرد بهره می برد . این سیستم خدمه تانک را از چهار نفر به سه نفر کاهش داده است زیرا دیگر نیازی به فرد گلوله گذار نیست . این سیستم گلوله گذار خودکار نواخت تیر 12 گلوله توپ در دقیقه را برای تانک امکانپذیر نموده است . همچنین این سیستم تونایی شلیک حین حرکت و مناطق ناهموار و علیه اهداف متحرک را برای تانک میسر ساخته است . این سیستم 22 گلوله را بصورت آماده برای حمل می کند 18 گلوله دیگر نیز در انبارک ویژه تانک ذخیره می شوند .
تانک لکلرک میتواند حین حرکت با سرعت 40 کیلومتر بر ساعت به سمت هدفی در فاصله 400 متری خود شلیک نماید . همچنین این تانک می تواند در حین حرکت با سرعت 60 کیلومتر بر ساعت نیز شلیک نماید . این در حالی است که اغلب تانک های پیشرفته امروزی درصورتی می توانند شلیک دقیقی انجام دهند که سرعتی در حدود 15 کیلومتر بر ساعت داشته باشند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1392ساعت 8:20 بعد از ظهر  توسط داریوش چراغی  | 

XM1028

اگر به سمت کسی از فاصله نزدیک با یک تفنگ شاتگان شلیک شود چه اتفاقی می افتد؟حالا گلوله ای را فرض کنید که دارای قطر 120 میلیمتر و نزدیک به 1200 ساچمه بزرگ تنگستنی سخت شده و از لوله تانک آبرامز M-1 شلیک شده و تا فاصله 500 متری،همه چیز را جارو میکند.آمریکا از این گلوله برای مبارزه با نیروی های پیاده نظام مانند نیرو های مجهز به راکت مانند RPG و... استفاده می کند.

این گلوله جایزه ویژه را به خاطر عملکرد خود دریافت کرده و به عنوان نوآوری برجسته هم معرفی شد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1392ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط داریوش چراغی  | 

موشک هدایت شونده ضد تانک بی‌جی‌ام-۷۱ تاو BGM-71 TOW Anti Tank Cruise Missile

• نوعی موشک هدایت‌شونده ( از طریق کابل ) ضد تانک است که در دهه ۱۹۶۰ در شرکت هوانوردی هیوز طراحی شده و از سال ۱۹۷۰ به خدمت ارتش آمریکا پذیرفته شد.

• تاو در کنار موشک روسی ۹کی۱۱ مالیوتکا یکی از دو موشک هدایت‌شونده پرتیراژ دنیا بوده‌است. این موشک هم قابلیت شلیک سطح به سطح و هم قابلیت شلیک هوا به سطح را دارد. موتور این موشک دومرحله‌ای و از نوع سوخت جامد است. سامانه‌های پرتاب متعددی برای این موشک طراحی شده که شامل پرتابگر‌های قابل حمل توسط پیاده‌نظام، پرتابگرهای نصب‌شونده بر روی خودروها و پرتابگرهای نصب‌شونده بر روی بالگرد می‌شود.

• موشک تاو در هیچیک از کشورهای کاربر آن از رده خارج نشده اما بهینه‌سازی‌های متعددی بر روی آن انجام شده‌است.

• برد مفید این موشک ۶۵ تا ۳٬۷۵۰ متر
• کالیبر آن ۱۵۲ میلی‌متر،
• وزن کلاهک آن ۳٫۹ کیلو در مدل‌های آ تا سی
• ۵٫۹ کیلوگرم در مدل‌های دی تا اف

• وزن کل موشک در مدل‌های مختلف بین ۱۸٫۹ کیلو تا ۲۲٫۶ کیلو

• قدرت نفوذ این موشک در زره حدود ۶۰ سانتی‌متر در مدل آ و بی
• ۷۰ تا ۸۰ سانتی‌متر در مدل سی

• حداکثر شتاب موشک تاو ۲۷۸ متر بر ثانیه
• فاصله بین شلیک تا برخورد موشک با هدف در حداکثر برد مفید موشک ۲۰ ثانیه است که به معنای میانگین سرعت حدود ۱۸۷ متری این موشک است.

• ایران از نخستین کشورهای واردکننده تاو بود و این کار را از سال ۱۹۷۱ انجام داد. تعداد موشک‌های تاو خریداری شده توسط ارتش شاهنشاهی ایران با توجه به هراس همیشگی محمدرضا پهلوی از هیولای خفتۀ زرهی کشور ناآرام همسایه اش بسیار زیاد بود و در مجموع ۴٬۷۶۰ عدد از این موشک بین سال‌های ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۶ و ۱۹٬۰۶۴ عدد دیگر بین سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۹ خریداری شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1392ساعت 12:7 بعد از ظهر  توسط داریوش چراغی  | 

موشک انداز جاولین

جاولین یک موشک ضد تانک قابل حمل توسط نفر با قابلیت " اتش کن و فراموش کن " می باشد که توسط رسته ی پیاده نظام برای دفاع در مقابل تهدید نیروهای زرهی بخدمت گرفته شد.
جاولین می رود تا جایگزین سیستم ضد تانک قدیمی تر دراگون در نیروی زمینی و تفنگداران دریایی امریکا شود. جاولن نسبت به سیستم دراگون از پیشرفت قابل ملاحظه ای بر خوردار شده است . برد این موشک 2500 متر است که تقریبا نسبت به برد نوع قدیمی تر ان یعنی دراگون دوبرابر شده است .
دیگر مزیت جاولین توانایی آن در مقابله با هلیکوپترها و مواضع جنگ های زمینی است. این موشک مجهز به تصویربرداری مادون قرمز (12r) و یک سیستم راهنمای برخورد خودکار به هدف می باشد. جاولین معمولی دارای یک حالت حمله از بالا و قدرت نفوذ قابل توجه به زره تانک می باشد همچنین دارای قابلیت حمله مستقیم به هدف های دارای پوشش بالای سر و بونکرها می باشد. نرم بودن اتش پرتاب این موشک اجازه می دهد که که بتوان ان را از درون ساختمان ها یا مواضعی با محیط های بسته رزمی شلیک کرد. اثرات نرم بودن اتش پرتاب باعث محدود شدن کشف موقعیت نفر تیرانداز توسط نیروهای مقابل شده و به حفظ جان وی کمک می کند. جاولین همچنین دارای قدرت تخریبی افزون تری از موشک های دراگون می باشد.
مجموعه سیستم این موشک انداز عبارت است از یک لوله ی پرتاب ، واحد باطری خنک کننده (battery coolant unit – bcu) وموشک . برد موشک 2000متر است . موشک قبل از پرتاب بوسیله یک انتن کانونی مادون قرمز و یک پردازشگر on- board بر روی هدف قفل شده که می تواند ضمن رهگیری خط سیر هدف، موشک را بعد از پرتاب به سمت ان هدایت کند. وزن کل سیستم موشک انداز جاولین با تمام ملحقات حدود 22/5 کیلوگرم می باشد.
دراگون در درگیری هایی نظیر جنگهای اول و دوم خلیج فارس وافغانستان با موفقیت مورد استفاده قرار گرفت . قدرت نفوذ دراگون چیزی حدود 500 میلیمتراست با این حال این اژدهای کوچک در مقابل زره تانکهای مدرنی مانند آبرامز، مرکاوا و t 92s هیچ کاری از پیش نمی برد و به همین دلیل جاولین جایگزین آن شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1392ساعت 11:59 بعد از ظهر  توسط داریوش چراغی  | 

سروان اس اس، مایکل ویتمن، سرشناس ترین و موفقترین فرمانده تانک در جنگ جهانی دوم

Tiger Tank

  • سروان اس اس، مایکل ویتمن، سرشناس ترین و موفقترین فرمانده تانک در جنگ جهانی دوم بود .

*************************

  • او خدمت خود را به عنوان فرمانده گردان دوم تانک از تیپ 101 زرهی اس اس از لشگر آدولف هیتلر به پایان رساند و طی این مدت موفق به نابود کردن 138 تانک و 132 توپ ضد تانک متفقین شد .

*************************

  • او نمایشی قهرمانانه اما سرانجامی تلخ در دفاع از سرزمین مادری خود داشت . 

 

 مایکل ویتمن

سروان اس اس، مایکل ویتمن، سرشناس ترین و موفقترین فرمانده تانک در جنگ جهانی دوم بود . او در 22 آپریل 1914 در آلمان متولد شد . مایکل پسر یک کشاورز محلی به نام جان ویتمن در اوبلفالز بود .
روز اول فبریه  1936 و در سن 22 سالگی ویتمن به RAD ( سپاه کار آلمان ) ملحق شد و تا ماه جولای یعنی به مدت 6 ماه در آنجا خدمت می کرد . روز 30 اکتبر همان سال او در هنگ 19 پیاده به عنوان سرباز صفر ثبت نام کرد . دو سال بعد ، در سال 1936، در حالی از خدمت در ورماخت کنار رفت که افسری دون پایه به شمار می آمد . مدت کوتاهی بعد از آن ویتمن به اس اس ملحق شد و در لشگر نخبه آدولف هیتلر ( نام لشگر اول اس اس که بعدها به لشگر زرهی تبدیل گشت ) مشغول به خدمت شد .
سال 1937 دوره آموزشی رانندگی با Sd.Kfz.222 ( خودروی سبک زرهی چهار چرخ ) و Sd.Kfz.232 ( خودروی سبک زرهی شش چرخ ) را طی نمود و در پایان راننده ای فوق العاده از آب درامد که مهارتی مثال زدنی در هدایت انواع زره پوشهای رایج آلمانی داشت . بعد از آن به گروهان شناسایی زرهی LSSAH یا لشگر آدولف هیتلر پیوست .
با آغاز جنگ در سپتامبر 1939 او به فرماندهی Sd.Kfz.232 های یگان شناسایی LSSAH گمارده شد و بدین ترتیب قسمتی از عملیات جنگی بر علیه لهستان را بر عهده گرفت .

 

Sd.Kfz.232 ، خودروی زرهی عجیب


در اکتبر 1939 ویتمن به گروهان تانک مستقر در برلین که در واقع آکادمی توپهای هجومی بود منتقل شد . در فوریه سال بعد ویتمن به واحد تازه شکل گرفته ی اس اس استروم ( توپهای هجومی ) از لشگر LSSAH که با جنگ افزار جدید Ausf A تجهیز شده بود منتقل گردید . دلیل این انتقال آشنایی کامل مایکل ویتمن با خودروهای زرهی و سه سال تجربه او در کار با زره پوشها و تانکهای مختلف بود .
در اواخر 1940 ویتمن و یگان تابعش عازم نبرد بالکان ( یونان و یوگسلاوی ) شدند . او مدتی در یونان فرماندهی گروهان استروم شوتزIII با Ausf A ها ( قسمتی از واحد اس اس استروم از لشگر یک آدولف هیتلر ) را برعهده داشت و تا سال 1941 در همانجا مشغول جنگ بود .
روز یازدهم جولای 1941 مایکل ویتمن به همراه لشگر یکم زرهی آدولف هیتلر به شرق منتقل شد تا برای عملیات تهاجمی بارباروسا آماده گردند . به لشگر یک فرمان داده شده بود تا به سمت جنوب شوروی پیشروی کنند . چند ماه بعد ، ویتمن به دلیل نشان دادن لیاقت در جنگ مفتخر به دریافت مدال صلیب آهنین ( درجه دو ) گردید .
مدتی کوتاهی پس از این موفقیت ویتمن طی یک درگیری مجروح میشود ولی بنا به خواست خود در واحد خود باقی میماند و نشان جراحت دریافت می کند ( نشانی که در مواقع مجروح شدن سرباز به پاس ازجان گذشتگی ، به او داده میشود . مثل نشان قلب بنفش که به سربازان آمریکایی داده میشود ) . به فاصله دو ماه بعد از این ، از ویتمن قدردانی میشود و این بار مدال صلیب آهنین ( درجه یک ) را تصاحب میکند و بعد از نبرد در منطقه روستوف نشان لیاقت زرهی آلمان ( برای از بین بردن 6 تانک شوروی در یک درگیری ) به کلکسیون مدالهای او افزوده میشود . تا تابستان 1942 ویتمن به نبرد در روسیه ادامه میدهد .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط داریوش چراغی  | 

تانک چیفتن

تانک چیفتن (Chieftain)

تاریخچه:

تانک چیفتن (Chieftain)طراحی تکمیلی از ارتقای نمونه تانک های ‏Centurion‏ است که در دوران بعد از ‏جنگ جهانی دوم ساخته شد .انگلیسی ها در طول دوران جنگ متوجه شدند که ‏تانکهایشان در مقایسه با سایر تانک ها از حفاظت و شلیک مناسبی برخوردار نیست واین ‏مساله منجر به افزایش میزان تلفات وخسارات در هنگام رویارویی باتانک های پیشرفته ‏غربی  دیگر می گردید .

 اگرچه تانک های ‏Centurion وسایل نقلیه دردسترسی بودند ، با این حال ‏اتحاد جماهیر شوروی در اواسط دهه 1950 تانک سنگین ‏T-10‎‏ را ساخت .‏‎ ‎تانک ‏Conqueror‏ در مقابله با ‏T-10‎‏ ساخته شد ولی انگلیس هنوز هم به طرح های جدیدتری ‏نیاز داشت . به همین دلیل کشورهایی مانند آلمان غربی و فرانسه به دنبال اولین نمونه ‏های سبک ازتانک های 1960 بودند .

 تانک های چیفتن طراحی گردید تا بتواند حفاظت ‏مناسبتری را تامین کند و همچنین بتواند به توپ های 120 میلیمتری مجهز شود . بعدها ‏قابلیت تحرک تانک های سنگین کاهش پیداکرد . می توان گفت که این مساله اصلی ترین ضعف تانک های چیفتن بوده است . این مساله نهایتا به بروز محدودیتـهایی در توان ‏موتورهای تانک منجر گـردیـد . موتور درنـظر گرفته شـده برای این تـانک از مسیرهای ‏چندگانه ای برای تغذیه سوخت برخوردارند ولی با این حال میزان خروجی که به دست ‏می دهند از حد انتظار بسیار پایین تر است.‏

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 1:31 قبل از ظهر  توسط داریوش چراغی  | 

تانک لکلرک


لکلرک(Leclerc) نام تانک رزمی پیشرفته ای است که توسط کارخانجات جیات(Giat) فرانسه ساخته شده و توسعه یافته است. این تانک در ارتشهای فرانسه و امارات متحده عربی عملیاتی گردیده است . لکلرک فقط یک تانک به معنای کلاسیک آن نیست بلکه یک سیستم جنگ افزاری پیشرفته می باشد که به جدیدترین سلاح های عصر خود مجهز شده است . جدیدترین فناوری های نظامی بکار رفته در این تانک موجب شده است که فاکتورهای برتری رزمی همچون قدرت تحرک ، مانور پذیری ، قدرت آتش و ضریب ایمنی حفاظتی این تانک به بالا ترین حد ممکن برسد . تانک لکلرک از سال 1990 میلادی واری خط تولید گردید و در سال 1992 در ارتش فرانسه و به دنبال آن در سال 1995 در ارتش امارات متحده عربی عملیاتی گردیده است . لازم به ذکر است که تانک بهینه سازی شده لکلرک باکد(MK2) نیز در سال 1998 وارد خط تولید گردید .

این تانک به احترام ژنرال ژاک فیلیپ لکلرک ، فرمانده لشکر دوم زرهی فرانسه آزاد در جنگ دوم ، لکلرک نامیده شد . ژنرال لکلرک کسی بود که در سواحل نرماندی پیاده شد و پیشروی نیروهای فرانسه را در فتح پاریس رهبری کرد . تانک لکلرک جایگزین تانک معروف AMX-30 گردیده است که سال ها به عنوان ماشین زرهی اصلی فرانسه مشغول خدمت بوده است . در آغاز دهه هفتاد میلادی ارتش فرانسه به این نتیجه رسید که تانک AMX-30 آن کشور فرسوده شده وباید برای جایگزینی آن با یک تانک پیشرفته دیگر فکری نمود.

در سال 1977 ارتش فرانسه نیاز خود را مبنی بر ساخت یک تانک رزمی جدید مطرح نمود . امکان خرید تانک های خارجی همچون آبرامز ایالات متحده، لئوپارد2 آلمان غربی و مرکاوای اسرائیل که جزو بهترین تاکهای رزمی جهان به حساب می آمدند نیز توسط مقامات فرانسوی مطالعه گردید و رد شد.مقامات فرانسوی از تانک لئوپارد2 آلمان ها خوششان آمده بود و دست همکاری را به سوی آلمان ها دراز کردند اما برنامه مشترک ساخت تانک جدید بر پایه تانک لئو پاردآلمان هابه نتیجه نرسید . سرانجام در سال 1979 میلادی دولت فرانسه تصمیم گرفت که ساخت این تانک را بعنوان یک پروژه ملی در داخل کشور آغاز کند . برخلاف اکثر تانک های غربی که از سیستم حفاظتی غیر فعال استفاده می کردند ، برای تانک لکلرک سیستم حفاظتی فعال در نظر گرفته شد . سیستم حفاظتی فعال که به سیستم حفاظتی عامل نیز معروف است، بیشتر توسط نمونه تانکهای شرقی (بلوک شرق) مورد استفاده قرار می گرفت .

مقامات ارتش فرانسه علت در نظر گرفتن سیستم حفاظت فعال برای تانک را پایین آوردن جرم کلی و بالا بردن قابلیت تحرک تانک اعلام کردند . در نتیجه پایین آمدن جرم تانک قدرت مانورپذیری آن افزایش می یابد و درصورت آتش مستقیم یا شلیک جنگ افزارهای هدایت شونده دشمن خدمه می توانند با یک اقدام به موقع از اصابت جنگ افزارهای دشمن به تانک جلوگیری کنند . به علت هزینه های هنگفت ساخت تانک ، دولت فرانسه در صدد شراکت با یک کشور دیگر بود تا بتواند قسمتی از هزینه ها را جبران کند . سرانجام مقامات اماراتی به فرانسوی ها پیشنهاد همکاری دادند و بدین ترتیب امارات متحده عربی نیز وارد این پروژه گردید و قرار شد که علاوه بر420 دستگاه تانک در نظر گرفته شده برای ارتش فرانسه 390 دستگاه دیگر نیز برای امارات ساخته شود . در سال 1986 میلادی پروژه ساخت تانک تحت عنوان لکلرک آغاز شد و به سرعت شش نمونه اولیه ساخت شدند . تولید انبوه تانک نیز در سال 1990 آغاز گردید .

تانک لکلرک به یک توپ بدون خان 120 میلیمتری مجهز است که توسط شرکت(GIAT) ساخته شده است . سری کاملی از گلوله های مختلف برای این توپ ساخته شده است از جمله گلوله های ضد زره APFSDS و گلوله های انفجاری شدید ضد تانک HEAT.البته تانک لکلرک از مهمات تانک لئوپارد2و سری تانک های ابرامز ایالات متحده نیز می تواند استفاده نماید . این توپ به یک روکش حرارتی و یک سیستم هوای فشرده اتوماتیک مجهز است . این تانک از سیستم هوای فشرده برای خارج کردن دود ناشی از شلیک استفاده می کند و بر خلاف بسیاری از تانک های دیگر از سیلندر تخلیه کننده استفاده نمی نماید . تانک لکلرک از یک سیستم گلوله گذاری اتوماتیک منحصر به فرد بهره می برد . این سیستم خدمه تانک را از چهار نفر به سه نفر کاهش داده است زیرا دیگر نیازی به فرد گلوله گذار نیست . این سیستم گلوله گذار خودکار نواخت تیر 12 گلوله توپ در دقیقه را برای تانک امکانپذیر نموده است . همچنین این سیستم تونایی شلیک حین حرکت و مناطق ناهموار و علیه اهداف متحرک را برای تانک میسر ساخته است . این سیستم 22 گلوله را بصورت آماده برای حمل می کند 18 گلوله دیگر نیز در انبارک ویژه تانک ذخیره می شوند .

تانک لکلرک میتواند حین حرکت با سرعت 40 کیلومتر بر ساعت به سمت هدفی در فاصله 400 متری خود شلیک نماید . همچنین این تانک می تواند در حین حرکت با سرعت 60 کیلومتر بر ساعت نیز شلیک نماید . این در حالی است که اغلب تانک های پیشرفته امروزی درصورتی می توانند شلیک دقیقی انجام دهند که سرعتی در حدود 15 کیلومتر بر ساعت داشته باشند .

تانک علاوه بر توپ اصلی به یک قبضه مسلسل 12.7 میلیمتری موازی با توپ ویک قبضه مسلسل 7.62 میلیمتری مستقر برروی برجک مجهز شده است . مسلسل مستقر برروی برجک درون یک محفظه تقویت شده قرار گرفته است . تانک لکلرک از سیستم حفاظتی گالیکس(Galix) استفاده می کند. این سیستم حفاظتی که شرکت جیات آن راطراحی کرده است، انواع گوناگونی از نارنجک های دود زا و گلوله های پنهان کننده از مادون قرمز را شلیک می نماید . بدنه و برجک تانک از قطعات زره فولادی و زایه دار ساخته شده است و در صورت آسیب دیدن این قطعات می توان براحتی آنها راتعویض نمود . تانک لکلرک به یک سیستم مدیریت نبرد بنام FINDERS و یک دستگاه ارتباطی دیجیتالی ازنوع سیستم پایانه ای اطلاعات(TIS) بنام ICONES مجهز شده است . این سیستم ها برای جمع آوری اطلاعات از دیگر تانک ها و گرفتن دستورات لازم از ستاد فرماندهی مرکزی بکار می روند و شامل یک نقشه تمام رنگی کامپیوتری است که موقعیت تانک ها و نیروهای خودی و نیروهای دشمن رانمایش میدهد . سیستم کنترل آتش دیجیتالی تانک لکلرک میتواند مستقلا توسط توپچی یا فرمانده تانک بکار گرفته شود . تانک به حسگرها و هدف یاب های متفاوتی مجهز است از جمله هدف یاب ثابت توپچی بانام SAVAN-20 ساخت شرکت ساژم (SAGEM) و سیستم دید روزانه – شبانه راننده به نام OB-60 که شرکت تیلز اپتروسیس (Thales Optrosys) سازنده آن است . سیستم کنترل آتش تانک قادر است تاشش هدف متفاوت را بصورت یکجا رد یابی کند. این سیستم مشابه تانک چلنجر 2(Challenger2) ارتش انگلستان می باشد .

 فرمانده تانک در حال کار با سیستم FINDERS

موتور تانک لکلرک یک موتور دیزلی هشت سیلندر بنام SACM می باشد . این موتور قادر است توانی معادل 1500 اسب بخار ایجاد کند . همچنین تانک لکلرک به یک سیستم تعویض دنده اتوماتیک به نام SESM ESM 500 مجهز است که پنج دنده جلو و دو دنده عقب دارد . حداکثرسرعت جاده ای تانک 70 کیلومتر بر ساعت و حداکثر سرعت آن در مناطق ناهموار50 کیلومتر برساعت است . برد عملیاتی تانک نیز 550 کیلومتر درحالت معمول و 650 کیلومتر با کمک مخازن سوخت اضافی است . تانک به یک توربین گازی بنام TM307B مجهز شده واین توربین توان کمکی مورد نیاز تمامی سیستم های تانک را در صورت از کار افتادن موتور اصلی تامین خواهد کرد .

تانک لکلرک بسیار پر قدرت است و نسبت توان به جرم آن 21 وات بر هر کیلو گرم می باشد . این ویژگی موجب آن گردیده که این تانک به یکی از سریع ترین تانکهای رزمی جهان تبدیل شود . این تانک می تواند درمدت ? ثانیه به سرعت 32 کیلومتر برساعت برسد . باوزنی درحدود 56 تن ، تانک لکلرک یکی از سبک ترین تانک های رزمی جهان به حساب می آید . جعبه دنده تانک به یک سیستم کند کننده هیدروکنیتیک مجهز شده است تا شتاب تانک را به میزان 7 متر بر مجذور ثانیه کاهش دهد . این ویژگی در آخرین لحظات یعنی قبل از اصابت گلوله دشمن بسیار مفید خواهد بود زیرا تانک با یک کاهش سرعت ناگهانی میتواند از اصابت گلوله دشمن بگریزد .

در جریان یک مانور، لکلرک مانورپذیری بالای خود را به نمایش می گذارد.

تانک لکلرک در سال 1990 وارد خط تولید گردید اما خیلی دیر وارد ارتش فرانسه شد؛ در نتیجه نیروهای فرانسوی نتوانستند از این تانک در جنگ خلیج فارس استفاده کنند . طی درگیریهای کوزوو این تانک وارد عرصه نبرد گردید و 15 دستگاه از این تانک در راستای ماموریت صلح بانی نیروهای فرانسوی در کوزوو مستقر شد است.

بطور خلاصه میتوان لکلرک را آمیزه ای از تکنولوژی ، قدرت و سرعت نامید .

 

مشخصات:

خدمه: 3نفر
وزن تانک: 56 تن
طول بدنه تانک:6.9 متر
عرض تانک : 3.71 متر
ارتفاع تانک از سطح زمین : 2.53 متر

جنگ افزارهای موجود روی تانک :
یک توپ 120 میلیمتری بدون خان + یک مسلسل 12.7 میلیمتری موازی با توپ+ یک مسلسل با کالیبر7.62 نصب شده روی برجک

ظرفیت گلوله :
آماده شلیک 32 گلوله
ذخیره شده :18 گلوله

نواخت گلوله توپ در دقیقه : 12 گلوله دردقیقه.
مادون قرمز : دارد
قابلیت شلیک در حرکت : دارد
موتور : SACM V8X دیزلی با 1500 اسب بخار قدرت.
حداکثر سرعت جاده ای :70 کیلومتر بر ساعت.
حداکثر سرعت غیرجاده ای :50 کیلومتر بر ساعت.
حداکثر برد عملیاتی :550الی 650 کیلومتر
عمق شناوری پایاب : بالوله هواکش 4 متر - بدون لوله هواکش : 1 متر

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 2:35 قبل از ظهر  توسط داریوش چراغی  | 

تانک روسی T-90

تانک رزمی T-90 که پیشرفته ترین تانک در زرادخانه ارتش روسیه می باشد،در سال 1993میلادی بصورت محدود وارد خط تولید گردید.این تانک برپایه نمونه آزمایشی T-88 طراحی و موردآزمایش قرارگرفت.لازم به ذکراست که این تانک توسط کمیته طراحی-وندکف ودر کارخانجات واگنکادرنیزنی تاگیل طراحی شده وتوسعه پیداکرد. مدل ابتدائی این تانک بطور کامل دارای یک طراحی تازه بود.در حقیقت مدل تولید شده تانک از تانک T-72 BM نشات گرفته ومشخصه هاو قابلیت های سری تانک های T-80 به آن افزوده شده است که مهمترین این مشخصه ها سیستم انتخاب هدف لیزری ونسل جدید زره می باشد که در بدنه وبرجک آن مورد استفاده قرار گرفته است تاکنون دو مدل صادراتی این تانک بنامهای T-90Sو T-90E توسط منابع غربی مورو شناسایی قرار گرفته است.تانک دارای بک مدل فرماندهی بنام T-90K می باشد که سیستم بی سیم وتجهیزات ناوبری آن با دیگر گونه ها متفاوت است.قرار بوده که در صورت تامین اعتبارات مالی، نمونه های اولیه این تانک تا اوخر سال 1997 میلادی با تانکهای پیشرفته T-90Sجایگزین شود.دراواسط سال1996 میلادی نزدیک به 107 دستگاه تانک پیشرفته T-90S در منطقه نظامی خاور دور وارد خدمت شدند.

همانند پدرانشان یعنی تانکهای T-72 که در زمان خودشان کارآمد ترین تانکهای ارتش شوروی بودند.تانکهای T-90 نیز پیشرفته ترین تانکهای درحین خدمت درارتش روسیه هستند.از نظر ترکیب سلاحهای متعارف تانک T-90نسبت به تانکT-72 تغییرات عمده ای درسیستم شلیک توپ اصلی ودیگر سیستم ها داشته است که این تغییرات بمنظور بالابردن توان عملیاتی تانک صورت گرفته است.تانک T-90بعنوان یک راه حل موقتی برای جبران نیاز روسیه به یک تانک جدید برای نبردهای امروزی از طرف ارتش روسیه پیشنهاد شدوتولید آن بطور محدود وتازمانیکه تانکهای جدیدتربه عرصه تولید وارد شوند،ادامه خواهد داشت.تانک جدید قراربوده وارد خط تولید شود ولی به علت کمبود اعتبارات مالی ساخت آن به تعویق افتاده است گونه ای گونه ای بسیار پیشرفته می باشد که هنوز از قابلیت هاوتوانایی هاآن اطلاعات دقیقی در دست نیست.بعلت هزینه پایین تانکهای T-90،این تانکها بعنوان جایگزینی موقت وارد خط تولید شدندوباسرعتی پایین همچنان رد خط تولید باقی خواهد ماند تا خط تولید را تا امکانپذیر شدن ساخت تانکهای جدیدتر باز نگه دارند.
چند صد دستگاه تانک T-90تا کنون تولید است که در موردتانکهای در حین خدمت اخبارضد ونقیضی وجود داردولی منابع اطلاعاتی غربی تعداد این تانکها رابین 100الی 300 دستگاه تخمین می زنندوبراین باورند که بخش عمده این تانکها درمنطقه عملیاتی خاور دور مستقر هستند.

تانک T-90همانند سری تانک های T-72وT-80،توپ 125 میلیمتری سری2A46راحفظ کرده است.این توپ قابلیت شلیک گلوله های ضد زره APFSDSگلوله های HEAT گلوله های انفجاری شدید ترکشی(HE FRAG) وگلوله های انفجاری نارجکی با فیوز زماندار راداراست.موشکها هدایت لیزری ضد تانک
AT-11 SNIPERنیز میتواند بر روی این تانک نصب شود.باکمک این موشک ها که ازفاصله 4000متری قابل شلیک هستند وتوان نفوذ در زرهی به قطر 700میلیمتر را دارند،تانک T-90این قابلیت را پیدا می کند که با دیگر ادوات زرهی وانواع بالگرد،قبل از آنکه آنها بتوانند با T-90درگیر پیداکنند،درگیرشودسیستم کنترل آتش کامپیوتری، فاصلهه یاب لیزری و دستگاه نشانه روی حرارتی به تانک این امکانرا می دهد که در حین حرکت ودر هنگام شب نیز بتواند با دشمن درگیر شود،با این تفاسیر به نظر می رسد که اولین نسل از این سیستمها که توسط روسیه ساخته شده وبرروی این تانک نصب شده است با نمونه های غربی امروزی قابل رقابت نیست.این تانک مجهز به سیستم نشانه روی کامپیوتری و سیستم شلیک اتوماتیک می باشد تا به روند شلیک سرعت و دقت بالاتری دهد.جنگ افزارهای فرعی شامل دو قبضه مسلسل7.62 میلیمتریPKT موازی با توپ ویک قبضه مسلسل 12.7میلیمتری نصب شده روی برجک برای مقابله با اهداف هوایی وزمینی میباشید.
خصوصیا ت تانک T-90همانند تانکهای قدیمی ترروسها میباشد.این تانک دارای یک برجک گردوشیبدار است که دروسط بدنه قرار می گیرد.این ویژگی به همراه پدافند عامل وغیرعامل که تانک ازآن بهره میبرد باعث گردیده که تانک T-90 به یکی از ایمن ترین تانکهای جهان درمقابل حملات هوایی وزمینی تبدیل شود.برجک و
بدنه شیب داراین تانک با نسل دوم واکش دهنده های انفجاری(ERA) آجری شکل پوشش داده شده است.این پوشش همانند صدف حلزون به طور زاویه دار روی بدنه وبرجک نصب می شود تاموشکهاو گلوله های شلیکشده به سمت تانک را منحرف ویا منهدم نماید.پوشش این نوع واکنش دهنده ها تا روی برجک ادامه می یابد تا تانک رادرمقابل جنگ افزارهایی که از بالا تانک راهدف قرار میدهند حفاظت کند.
تانک مجهز به یک سیستم قفل کننده وانتخاب هدف لیزری بنام Tshu-1-7 shtort1میباشد.این سیستم دارای یک فاصله یاب لیزری است که میتواند فاصله ادوات وحتی موشکها و گلوله های شلیک شده به تانک را تخمین بزند.تانک همچنین دارای یک محفظه لیزر هشدار دهنده میباشد که درصورت قفل شدن غلاف لیزری جنگ افزارهایروی تانک،به خدمه تانک هشدار می دهد.تانک دارای دو اخلالگر الکترواپتیکالی است که بر روی سیستمهای کنترل کننده جنگ افزارهای هدایت شونده دشمن پارازیت می اندازد و به صورت موازی در دو طرف لوله توپ قرارگرفته است.
یک موتور 12سیلندر توربودیزلی V-84kd با قدرت 1000 اسب بخار می تواند به تانک بیشینه سرعت معادل 65کیلومتر برساعت در جاده و45 کیلو متر برساعت درسطوح غیر جاده ای دهد.
به طور خلاصه می توان تانک T-90آمیخته ای ازتکنولوژی ،قدرت و سرعت نامید.

مشخصات:
طول: 9.53 متر
عرض:3.78متر
ارتفاع:2.225متر
وزن:46.5 الی 50تن
تعداد خدمه:3 نفر
بیشینه سرعت جاده ای:65 کیلومتربرساعت
بیشینه سرعت غیر جادهای:45 کیلومتربرساعت
بردعملیاتی:550الی650کیلومتر
عمق شناوری پایاب:درحرکت1.2متر-لوله هواکش 5 متر
جنگ افزارها:
توپ اصلی :125 میلیمتر2A46M
نواخت گلوله:6تل 8 تیر دردقیقه
ظرفیت مهمات:43گلوله
انواع مهمات:HEAT-HEF-APFSDS
مسلسل ها:دو مسلسل 7.62 میلیمتری موازی PKTبا 2000فشنگ
یک مسلسل 12.7میلیمتری3000فشنگ UTJOS NSVT
دود استتار:12خمپاره 82 میلیمتری902B با نارنجک دودزای 3D17 تخلیه کننده دود از اگزوز
بی سیم:
مدل معمولی:R-163-504
مدل فرماندهی:1-163-504+R-163-50K
نفوذ گلوله ضد تانک درزره:درمقابل
APFSDS:الی 800 میلیمتر
HEAT:الی 1350 میلیمتر
با اینکه دیگر از اتحاد جماهیر شوروی پرقدرت اثری باقی نمانده وروسیه امروزبا مشکلات بسیاری درزمینه تامین اعتبارات مالی برای پروژه های نظامی روبروست ولی هنوز تانکهای روسی توان رویارویی ومقابله با تانکهای روسی توان رویایی ومقابله با تانکهای غربی را دارا هستند در هر حال دیگر ازهیولاهای زرهی گذشته روسها که درعصر خود یکه تاز بودندخبری نیست

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 2:54 قبل از ظهر  توسط داریوش چراغی  | 

ده خودروی زرهی برتر جهان

1

M-113


پس از جنگ جهانی دوم، نیاز به یک نفربر زرهی خدمه برای نیروهای پیاده نظام احساس می شد که نتیجتا ثابت شد خودرویی تمام شنی که بتواند ترکیبی از سرعت و قابلیت حرکت در انواع زمین ها را ارائه دهد، خودرویی مناسب خواهد بود.

از این رو 113- M  در اوایل دهه 1960 وارد عرصه تولید گردید. این نفربر با قابلیت حمل 10 نفر نیرو، سرعت 40 مایل در ساعت و همچنین شعاع عمل 300 مایل، حقیقتا یک برنده محسوب می شد. از همان زمان 80 هزار دستگاه از این خودرو به تولید رسید، به طوری که حتی به حدود 50 کشور نیز صادر گردید.

113- M همچنین دارای قابلیت حمل به صورت محموله هوایی بود و خودروی آبی خاکی نیز محسوب می شد، کمااینکه در جنگ ویتنام خاورمیانه و عراق مورد استفاده های گسترده ای قرار گرفته است.

از ویژگی های دیگر این خودرو باید به این مطلب اشاره کرد که علاوه بر نقش آن که حمل خدمه بود، در نقش هایی همچون حامل خمپاره انداز، خودروی فرماندهی، ضد هوایی و شعله افکن نیز عمل می کرد. 113- M هنوز هم خودرویی قدرتمند به حساب می آید به طوری که به عنوان یکی از خودروهای زرهی بسیار پرکاربرد به تولید می رسد.

2

M-2 Bradley

نقایص نفربر زرهی به عنوان خودروهای جنگی، همچون زره نازک و قدرت شلیک محدود به ایجاد راهکارهایی جهت اصلاح خودروهای جنگی پیاده نظام در اواخر دهه 1960 منجر گردید.

در این طرح به جای ساخت خودرویی که بتواند فقط نیروهای پیاده نظام را تا میدان جنگ حمل کند، به طوری که آنها برای جنگیدن مجبور به پیاده شدن از خودرو باشند، طرحی به نام IFV ارائه شد که با آن نیروها در حالی که داخل خودرو هستند، می توانند با سلاح هایشان به جنگ دشمن بروند و با آن درگیر شوند و در عین حال به واسطه زره خودرو حفاظت شوند.

Bradley IFV که از طرح های شوروی و آلمان اقتباس شده بود، در سال 1981 وارد تولید شد. این خودرو که M-2 نیز نام دارد، به علت دارا بودن زره فاصله دار و لایه لایه در قسمت بالای بدنه آلومینیومی خود، نسبت به M-113 ، حفاظت بیشتری برای مسافران خود به عمل می آورد.

Bradley همچنین با دارا بودن توپ 25 میلیمتری از قدرت شلیک بالاتری برخوردار است و می تواند گلوله های اورانیوم تهی شده را شلیک کند. این سلاح بسیار قدرتمند توانسته بسیاری از خودروهای زرهی عراق را در طی عملیات "طوفان صحرا" نابود کند.

3

MCV-80 Warrior

نفربر زرهی انگلیسی MCV-80 همچون Bradley آمریکایی، بازتاب دهنده تغییری در فلسفه طراحی خودروهای زرهی نفربر می باشد و این در زمانی اتفاق افتاده که خودروی شوروی BMP-1  معرفی گردید.

 نفربر زرهی، هم اکنون از خودروهای جنگی پیاده نظامی محسوب می شوند که می توانند پشتیبانی آتش فراهم آورند و همچنین با خودروهای دشمن درگیر شوند.

Warrior در طی جنگ اخیر عراق، توانایی های خود را بارها به اثبات رساند، به خصوص در زمان هایی که در درگیری های شدید گرفتار می شد، راننده آن آنقدر قدرت عمل داشت که می توانست خودرو را از مسیرهای خطرناک بیرون آورد و زندگی نیروهای به شدت زخمی شده خود را نجات دهد و به همین دلیل به وی نشان پیروزی یعنی بزرگ ترین افتخار نظامی انگلستان اعطا شد.

Warrior ، نفربری جامع است که می تواند مخازن و تجهیزات را به مدت حتی 48 ساعت با شعاع عمل 410 مایل، سرعت 47 مایل بر ساعت و توپ 7.62 میلی متری با خود حمل کند.

4

Stryker

Stryker اولین خودروی زرهی جدید است که در سال 1980 به ارتش ایالات متحده معرفی گردید.

از این خودرو بسیار توانا می توان هم به صورت یک نفربر پیاده نظام و هم به صورت سیستم متحرک توپ با لوله 105 میلی متری استفاده کرد.

ماکسیمم سرعت خودرو 62 مایل است و قابلیت حمل 9 نفر نیرو و خدمه را داراست.

این خودرو که توانایی حرکت در همه نوع زمین را داراست، می توانند قابلیت حمل و نقل را با سرعت بسیار بالا فراهم کند.

همچنین قابلیت حمل هوایی به وسیله C-130 Hercule را دارد و می تواند بسیار سریع تر از تانک سنگین Abrams به مناطق جنگی برسد.

از Stryker در عراق و افغانستان استفاده های زیادی شده و بیش از 2400 دستگاه از آن به تولید رسیده است.

5

Sd.Kfz.251

زمانی که آلمان نازی، توسعه نظریه حمله رعدآسای خود را در دهه 1930 آغاز نمود. بسیار واضح بود که نیروهای پیاده نظام و توپخانه ای آن به نوع جدیدی از خودرو نیاز دارند. نتیجه امر به طراحی یکی از مهم ترین خودروهای جنگی آن زمان که نیمه شنی بود، انجامید.

عنوان این نفربر زرهی که Sd.Kfz.251 نام داشت، برای اولین بار در سال 1938 معرفی گردید.

این خودرو در طی جنگ لهستان، ارزش های خود را ثابت کرد و نشان داد که شریک ایده آلی برای خودروهای زرهی و بسیار سریع آلمانی می باشد.

از این جنگنده نیمه شنی در ابتدا به صورت حامل زرهی خدمه و یا خودروی یدک کش توپخانه استفاده می شد اما پس از مدتی نقش های دیگری همچون خودروی ضد تانک، ضد هوایی، آمبولانس، خودروی فرماندهی و حتی راکت انداز که با عنوان stuka پیاده نظام شناخته شده را پذیرفت.

توانایی برجسته این خودروهای نیمه شنی از سیستم منحصر به فرد و پیچیده track شنی (کشنده) آن ناشی می شود. با این وجود قدرت کم چرخ های جلوی آن سبب گردیده در مقایسه با خودروهای مشابه آمریکایی از قابلیت مانور پذیری کمتری برخوردار باشد.

از این نفربر در همه جنگ های مهم ارتش آلمان در طی سال های جنگ جهانی دوم استفاده شده است. تا ده سال پس از جنگ نیز به وسیله ارتش چک و اسلواکی مورد استفاده قرار گرفت.

6

BMP-1

از زمانی که نفربر زرهی، قابلیت های خود را در جنگ جهانی دوم به اثبات رساند، خودروهای چرخدار و شنی در تمام ارتش های جهان به خدمت گرفته شدند.

ارتش سرخ شوروی، اولین ارتشی بود که به سمت این ایده یعنی نفربر زرهی گام برداشت، از همین رو نیروهای پیاده نظامش می توانستند به جای آنکه از خودرو پیاده شوند و بدون حفاظت از زره بجنگند، از داخل نفربر، با دشمن درگیر شوند.

اولین بار که غرب این خودروی جدید را در نمایشی باشکوه مشاهده کرد، در سال 1967 در Red Square بود.

Bronevaya Maschina Piekota یا همان BMP-1 به دریچه هایی جهت شلیک خدمه مجهز بود تا خدمه بتوانند از این طریق در حالیکه داخل خودرو هستند، به شلیک بپردازند. این جنگنده همچنین دارای توپ 73 میلی متری بود که بر روی برجک تانک نصب شده و قابلیت شلیک موشک های مجهز به باله HEAT را داشت. BMP جنگنده ای آبی خاکی بود که به واسطه شنی از آب عبور می کرد.

با وجود تمام مزیت هایی که برای BMP ذکر شد، باید گفت که این نفربر زرهی بسیار توانا از نقایصی هم برخوردار بود. زره آن نازک بود، همچنین low silhouette آن سبب گردیده، جا برای خدمه و مسافران بسیار محدود شود اما با این حال در بسیاری از ارتش های جهان مورد استفاده قرار گرفته است. BMP-2 مدل بعدی آن است که به تعداد بسیار زیادی به تولید رسید و در جنگ عراق و افغانستان نیز مورد استفاده قرار گرفت.

7

Bren Gun

این خودرو زرهی انگلیسی نسبت به همه خودروهای جنگی زرهی جنگ جهانی دوم، بیشترین کاربرد را داشته است. چرا که می توانست چهار تا چهارده نیرو را در خود جای دهد و در غالب چندین مدل از حمله حامل مسلسل، پرتاب شعله، سکوی خمپاره انداز و کشنده توپ مورد استفاده قرار می گرفت.

این خودرو همچنین با توپ ضد تانک 6 پوندی اش قابلیت حمل هوایی را نیز داشت.

از قابلیت های این خودرو باید به این مطلب نیز اشاره کرد که از میادین جنگ اروپا تا جنگ های خاور دور، در همه مبارزات جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفته است.

بسیاری از این خودروهای زرهی به تسخیر آلمانی ها درآمد اما آنها خودرو را برای حمل توپ ضد تانک 37 میلی متری اصلاح کردند و اسم آن را Panzwrjaeger Bren نهادند.

در واقع، Bren تنها عاملی است که به وسیله سربازان تمام کشورها در جنگ های رخ داده در طول سال های 45-1939 استفاده شده است.

نکته آخر در مورد این خودروی بسیار توانای جنگ جهانی دوم این است که بیش از 200 هزار از آن به تولید رسید.

8

M-3

ارتش ایالات متحده در سال 1938 تولید خودروی نیمه شنی را آغاز کرد که از طراحی فرانسوی برخوردار بود. این طرح که M-3 نام داشت در سال 1941 وارد عرصه تولید شد.

M-3 جزء لازم و ضروری لشکرهای زرهی به حساب می آید، به طوری که هر گردان پیاده نظام، به طور متوسط 62 دستگاه از آن را در اختیار داشت.

با به اتمام رسیدن جنگ جهانی دوم، 40 هزار دستگاه خودروی نیمه شنی M-3 به تولید رسید که از شکل ها و مدل های مختلفی از جمله حامل خدمه، کشنده توپخانه و خودروی مخابراتی برخوردار بود.

این جنگنده از همدوره خود یعنی جنگنده آلمانی Sd.Kfz.251 از قابلیت مانورپذیری آسان تری برخوردار بود و آن هم به علت این بود که گیربکس آن در محور جلویی خودرو قرار داشت. البته این خودرو معایبی هم داشت، مثل اینکه قابلیت حرکت در هر نوع زمینی را نداشت و در ضمن نمی توانست در حمل نیرو موثر واقع شود.

M-3 در اکثر کشورها و در طی سال های جنگ جهانی دوم و البته سال های پس از آن مورد استفاده قرار گرفت. تولید آن در سال 1945 متوقف شد، با این حال به وسیله نیروی دفاع اسراییل در جنگ دهه 1980 نیز مورد استفاده قرار گرفت.

9

LVT Mk-4


LVT ها که با عنوان خودروهای زرهی آبی خاکی شناخته شده اند، از خودروهای بسیار لازم و در واقع ستون همه اسکله های دریایی در طی جنگ بلند و خونین اقیانوس آرام به حساب می آمدند.

این خودروها که در سال 1944 معرفی گردید، نوعی خودروی ابتکاری بود که به یک در عقب مجهز بود تا از این طریق توپ یا جیپ تخلیه گردد. این در همچنین زندگی هزاران تکاور دریایی را نجات داده است.

LVT MK-4 با هویتزر 75 میلی متری و قدرتمند خود می توانست برای حفاظت از 30 نیروی خود که از خودرو پیاده می شوند، شلیک آتش باری انجام دهد.

این LVT به جای استفاده از چرخ با شنی حرکت می کرد و همین عامل قابلیت حرکت آسان آن را در آب، شن و یا جنگل های گل آلود و حتی در جاده های صعب العبور و یا زمین های چمن فراهم می نمود. نیروهای انگلیسی نیز از این خودرو در رودخانه هایی همچون راین در طی جنگ اروپا استفاده کرده اند.

10

Humvee

این خودروی چرخدار و چند منظوره با قابلیت حرکت بالا یا همان Humvee برای اولین بار در سال 1980 ظاهر شد. شرکت سازنده آن یعنی AM General به علت ساخت حدود 60 هزار دستگاه افزایش یافته، به طوری که به بیش از 36 کشور نیز فروخته شده است.

مرکز ثقل پایین و شاسی محکم آن سبب گردیده Humvee به خودرویی بسیار قابل اعتماد در بیش از 12 ترکیب متفاوت تبدیل شود.

از خودرو زرهی گرفته تا عملیات های ویژه، از سکوی پرتاب موشک تا خودرویی با تفنگ بدون عقب نشینی، تمام این خصوصیات شگفت انگیز باعث شهرت فراوان آن گردیده است.

البته قابلیت حمل هشت نیرو و خدمه، سرعت بالای بیش از 65 مایل بر ساعت و همچنین مسلسل کالیبر 50 آن به این شهرت قوت می بخشد.

ارتش ایالت متحده از این خودرو قابل حرکت در انواع زمین ها در عملیات های واقع در سومالی، عراق و افغانستان استفاده های گسترده ای کرده است.

البته Humvee به خاطر آسیب پذیر بودنش مورد انتقاد برخی نیز قرار گرفته اما در کل باید گفت که سودمندی این خودرو به پیروزی هایی منجر گردیده است که آن موقعیت ها مستلزم استفاده از خودروهای زرهی و مجهز به سلاح های بسیار سنگین بوده است.

منبع: ماهنامه جنگ افزار شماره 75

فیلم مستند خودروهای زرهی در آرشیو موجود میباشد. نحوه سفارش به زودی اعلام میشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 2:0 قبل از ظهر  توسط داریوش چراغی  | 

ده تانک برتر جهان

1

T-34

T-34 تانکی است که لقب بهترین تانک جهان را به خود اختصاص داده است. این تانک روسی را باید عامل اصلی پیروزی ارتش سرخ در جنگ جهانی دوم بر آلمان نازی دانست که با تعداد زیاد و قدرت مانور و سرعت بی نظیر صفوف آلمانی ها را مبشکافت. این تانک علی رغم داشتن وزن سبک قدرت آتش بسیار بالایی داشت و فناوری ساخت آن طوری بود که حتی در کارگاه های کوچک نیز به ساخت ان اقدام میکردند که نتیجه آن ساخته شدن بیش از 80000 دستگاه از آن است که در جنگ جهانی دوم یک رکورد است. سادگی کار با T-34 باعث شده بود که بعد از جنگ نیز در بسیاری از کشورها تا اواسط دهه 90 به کار گرفته شود.

سازنده : شوروی
سال ساخت : 1940
تعداد ساخته شده : 84000
وزن : 26.5 تن
خدمه : 4 نفر
جنگ افزار : توپ 76 میلی متری
ضخامت زره : 65 میلی متر
قدرت موتور : 500 اسب بخار
برد : 431 کیلومتر
سرعت : 55 کیلومتر در ساعت

2

M-1

تانک M1 Abrams در اواخر دهه 70 میلای توسط شرکت جنرال داینامیکز ساخته شد و کماکان اصلی ترین تانک ارتش ایالات متحده و بسیاری از کشورهای دیگر به شمار میرود. در ساخت این تانک از تجربیات جنگ ویتنام استفاده شد و حاصل تانک سنگینی از کار درآمد که کمتر سلاحی بر ان کارگر میافتد و این را در نبردهایی که در ان حضور داشته به اثبات رسانده است. این تانک دو بار با نام های M1A1 و M1A2 بهسازی شده و ارتش آمریکا هیچ برنامه ای برای جایگزین کردن آن ندارد که این نشان از قابلیت های بالای آن از جمله قدرت آتش و کنترل آتش پیشرفته دارد.

سازنده : آمریکا
سال ساخت : 1979
تعداد ساخته شده : 8800
وزن : 67.6 تن
خدمه : 4 نفر
جنگ افزار : توپ 120 میلی متری
ضخامت زره : Classified
قدرت موتور : 1500 اسب بخار
برد : 450 کیلومتر
سرعت : 68 کیلومتر در ساعت

3

Tiger

تانک Tiger یک تانک افسانه ای بود که در اواسط جنگ جهانی دوم توسط آلمان نازی ساخته شد. این تانک سنگین در هر حضورش در میدان نبرد باعث ترس دشمن میشد و متفقین آرزوی غنیمت گرفتن آنها را داشتند. زره محکم ، قدرت آتش بالا و مانورپذیری خوب این تانک آن را ممتاز کرده بود اما ساخت این تانک پرهزینه بود که خود باعث شد تعداد زیای از آن ساخته نشود. با یک نگاه به تصاویر این تانک به وضوح میتوان فهمید که بسیار پیشرفته تر از تانک های هم دوره خود بوده است.

سازنده : آلمان نازی
سال ساخت : 1942
تعداد ساخته شده : 1355
وزن : 57 تن
خدمه : 5 نفر
جنگ افزار : توپ 88 میلی متری
ضخامت زره : 25 الی 110 میلیمتر
قدرت موتور : 690 اسب بخار
برد : 195 کیلومتر
سرعت : 38 کیلومتر در ساعت
این تانکی بود که با ورودش به صحنه نبرد وحشت رو به معنی واقعی کلمه در دل دشمن ایجاد میکرد .

4

WW1

تانک Mark Iرا باید جد تانک های امروزی نامید که در جنگ جهانی اول توسط انگلستان ساخته شد و تحولی در شیوه نبرد در جهان برپا کرد. هر چند سرعت این تانک از یک فرد پیاده بیشتر نبود و زره ضخیمی هم نداشت اما نوآوری آن در زمان خودش به حدی بود که به راحتی از پس تمام موانع کار گذاشته شده در میدان نبرد برمیامد. Mark Iبه 8 خدمه احتیاج داشت و از آرایش منحصر به فردی در محل نصب توپ و شنی برخوردار بود که البته به زودی منسوخ شد ولی در زمان خود به فناوری پیشرفته ای برای ساخت نیاز داشت.

سازنده : انگلستان
سال ساخت : 1916
تعداد ساخته شده : 150
وزن : 28 تن
خدمه : 8 نفر
جنگ افزار : دو توپ 57 میلی متری
ضخامت زره : 6 الی 12 میلیمتر
قدرت موتور : 105 اسب بخار
برد : 35 کیلومتر
سرعت : 6 کیلومتر در ساعت

5

Centurion

تانک Centurionدر واقع برای جنگ جهانی دوم ساخته شده بود اما زمانی به خدمت ارتش انگلستان آمد که جنگ تقریبا به پایان رسیده بود. اما ویژگی های ممتاز این تانک باعث شد تا هنوز هم برخی کشورها از آن استفاده کنند. این تانک قدرت آتش بسیار خوبی داشت و از حفاظت مناسبی بهره میبرد و به تعداد نسبتا زیادی نیز ساخته شد

سازنده : انگلستان
سال ساخت : 1945
تعداد ساخته شده : 19000
وزن : 51 تن
خدمه : 4 نفر
جنگ افزار : توپ 105 میلی متری
ضخامت زره : 150 میلیمتر
قدرت موتور : 650 اسب بخار
برد : 193 کیلومتر
سرعت : 34 کیلومتر در ساعت

6

MK IV Panzer

تانک Panzer IV در اواخر دهه 30 و قبل از آغاز جنگ جهانی دوم توسط آلمان نازی ساخته شد و تا عرضه تانک تایگر ستون اصلی ارتش نازی را تشکیل میداد. قدرت آتش و قابلیت بقا این تانک در نبرد نسبت به رقبای خود بسیار برتر بود و در میدان جنگ کاملا لرزه بر اندام دشمن می انداخت ضمن اینکه از تکنولوژی ساخت و نگهداری ساده ای هم برخوردار بود.

سازنده : آلمان نازی
سال ساخت : 1937
تعداد ساخته شده : 8800
وزن : 25 تن
خدمه : 5 نفر
جنگ افزار : توپ 75 میلی متری
ضخامت زره : 50 میلیمتر
قدرت موتور : 396 اسب بخار
برد : 209 کیلومتر
سرعت : 42 کیلومتر در ساعت

7

Challenger

تانک انگلیسی چلنجر در واقع به سفارش ایران و برای جایگزین کردن تانک چیفتن ساخته شد و اولین تانک جهان بود که از زره کامپوزیتی استفاده میکرد. این تانک از قدرت مانور بسیار خوبی برخوردار است و بارها در جنگ های خاورمیانه توسط ارتش سلطنتی بریتانیا به کار گرفته شده است.

سازنده : انگلستان
سال ساخت : 1982
تعداد ساخته شده : 870
وزن : 62 تن
خدمه : 4 نفر
جنگ افزار : توپ 120 میلی متری
ضخامت زره : بین 100 تا 203 میلیمتر
قدرت موتور : 1200 اسب بخار
برد : 450 کیلومتر
سرعت : 56 کیلومتر در ساعت

8

T-55/54

تانک T-54حاصل تجربیان شوروی در جنگ جهانی دوم بود که در اواخر دهه 40 ساخته شد. مهمترین ویژگی این تانک سادگی ساخت و تعمیرات آن بود که باعث شده بود بسیاری از کشورهای تا آغاز هزاره سوم نیز از آن در ارتش خود بهره ببرند . در جنگ تحمیلی نیز ارتش عراق تعداد زیادی از این تانک را علیه کشورمان استفاده کرد و حتی در حمله آمریکا به این کشور در سال 2003 هنوز تعداد قابل توجهی T-54 در ارتش عراق وجود داشت.

سازنده : شوروی
سال ساخت : 1946
تعداد ساخته شده : 85000 الی 100000
وزن : 39.7 تن
خدمه : 4 نفر
جنگ افزار : توپ 100 میلی متری
ضخامت زره : Classified
قدرت موتور : 581 اسب بخار
برد : 402 کیلومتر

سرعت : 48 کیلومتر در ساعت

9

Merkava

تانک مرکاوا ساخت رژیم صهیونیستی است که در اواخر دهه 70 به عرصه نبرد وارد شد. هر چند ضخامت زره این تانک به حد کافی است اما این زره تانک را سنگین و در نتیجه کند ساخته که هدف گیری آن را ساده میکند. از مهمترین نبردهایی که این تانک در آن حضور داشت جنگ 33 روزه با حزب الله بود که کارنامه خوبی از خود به جا نگذاشت.

سازنده : اسرائیل
سال ساخت : 1977
تعداد ساخته شده : 1500
وزن : 65 تن
خدمه : 4 نفر
جنگ افزار : توپ 120 میلی متری
ضخامت زره : Classified
قدرت موتور : 1500 اسب بخار
برد : 500 کیلومتر
سرعت : 55 کیلومتر در ساعت

10

M-4 Sherman

تانک M-4 Sherman اصلی ترین تانک آمریکا در جنگ جهانی دوم بود که علاوه بر این کشور در کانادا ، انگلیس ، چین و حتی شوروی نیز به کار گرفته شد. این تانک علاوه بر استفاده به عنوان تانک رزمی اصلی در کاربری های دیگری مثل تراکتور نظامی یا حتی پل متحرک نیز به کار گرفته شد.

سازنده : آمریکا
سال ساخت : 1940
تعداد ساخته شده : 48000
وزن : 33 تن
خدمه : 5 نفر
جنگ افزار : توپ 75 میلی متری
ضخامت زره : 62 میلی متر
قدرت موتور : 400 اسب بخار
برد : 160 کیلومتر
سرعت : 38.5 کیلومتر در ساعت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 0:32 قبل از ظهر  توسط داریوش چراغی  | 

تانک آبرامز ام 1

تانک M1 ابرامز بعنوان تانک جنگی اصلی ارتش ایالات متحده جایگزین تانک M60 Patton در سال 1980 شد. این تانک دارای سه مدلM1، M1A1، M1A2 می باشد. نام این تانک به احترام ژنرال کرایتون ابرامز، فرمانده سابق گردان زرهی 37 نیروی زمینی امریکا، ابرامز نامگذاری شده است. طراحی M1 در شرکت جنرال داینامیکس انجام گرفت و در نهایت این تانک در سال 1980 وارد خدمت شد. مدل ارتقا یافته M1 ، M1A1 نام دارد که در سال 1985 عرضه شد. M1A1 دارای توپ 120 میلیمتری بدون خان بوده که توسط شرکت آلمانی Rheinmetall طراحی شده است. همچنین این مدل دارای زره تقویت یافته و سیستم حفاظت NBC1 می باشد. M1A2 مدل ارتقا یافته A1 است که دارای نمایشگر گرمایی فرمانده و جایگاه اسلحه، تجهیزات ناوبری و گذرگاه دیجیتالی اطلاعات می باشد. نیروی زمینی آمریکا تمام M1 و M1A1 های خود را به مدل A2 ارتقا داده ولی سپاه تفنگداران دریایی آمریکا هنوز از مدلهای A1 استفاده می کند. در عملیات طوفان صحرا و سپر صحرا نیز در زره تعدادی از M1A1 ها تغییراتی انجام گرفت. علاوه بر آنچه گفته شد به ابرامز می توان خیشِ مین و یا غلتک مین وصل کرد. تاکنون بیش از 8800 تانک ابرامز تولید شده که علاوه بر آمریکا به کشور های دیگری مانند استرالیا، عربستان، مصر،کویت و ترکیه صادر شده است. البته این تانک در لیست نامزد های خرید سوئد نیز قرار داشت که به پیروزی نرسید.M1A1 در عربستان مستقر شدند و برتری خود را بر تانکهای T-72، T-62 و T-55 روسی در اختیار عراق نشان دادند. در این جنگ تنها 18 M1A1 به خاطر صدمه های وارد شده از خدمت خارج شدند و جالب اینجاست که هیچ مورد کشته شدن خدمه این تانک گزارش نشد. M1A1 دارای برد بیش از 4000 متر می باشد. درگیری مهم دیگری این تانک حمله امریکا به عراق در سال 2003 بود که به سقوط صدام حسین انجامید. در این جنگ هم ابرامز بسیار خوب عمل کرد و تنها یک مورد حادثه منجر به مرگ گزارش شد که در آن یک تانک ابرامز با یک مین زد تانک هدف قرار گرفت که باعث کشته شدن دو نفر و زخمی شدن نفر سوم همراه بود. این اولین مورد منجر به مرگ در تانک ابرامز بود. در 27 نوامبر 2004 یک ابرامز دیگر بوسیله بمب قدرتمند جاسازی شده نابود شد که به کشته شدن راننده انجامید. یک تانک دیگر هم به هنگام درگیری در عراق هنگام رد شدن از پل با خراب شدن آن به درون آب سقوط کرد که یک سرباز غرق شد. تاکنون هیچ ابرامی بوسیله اتش تانک دشمن نابود نشده است اگر چه چند فروند نیز بوسیله راکتهای زد تانک RPG-7، RPG-18 و AT-14 نابود شده اند. همچنین در عملیات طوفان صحرا چهار ابرام با اصابت اشتباه موشکهای زد تانک AGM-114 هلفایر شلیک شده از هلیکوپتر های AH-64 آپاچی ساقط شدند. ابرامز توسط نوعی ماده کمپوزیتی محافظت شده که از لایه هایی از استیل و سرامیک تشکیل می شود. مهمات و سوخت در قسمتی زره دار قرار داده شده اند تا به خاطر حساسیت این قسمتها امنیت خدمه بیشتر شود. در اوایل 1988 مدل M1A1 زرههای جدیدتری دریافت کرد که در آن از میله های زد اورانیوم ضعیف شده استفاده شده است. این میله ها در جلوی برجک و بدنه تانک قرار داده شده اند. با وجود افزایش قابل توجه مقاومت تانک در برابر انواع سلاحهای زد تانک این زره ها وزن ابرامز را نیز به مقدار قابل توجه زیاد کرده است. اولین M1A1 هایی که این ارتقا روی آنها نصب شد تانکهای مستقر در آلمان بود (به خاطر اینکه در جنگ سرد آلمان در خط مقدم مقابل شوروی بود). همچنین تانکهای شرکت کننده در عملیات طوفان صحرا فوراً قبل از آغاز جنگ به این درجه ارتقا یافتند. توپ مدل M1، M68A1 105 میلیمتری بود که توانایی شلیک انواع توپهای ضد نفر، دودهای سفید فسفری (از جنس فسفر) و یا توپهای با قدرت انفجاری بالا را دارد. در مدلهای M1A1 و M1A2 از توپ 120 میلیمتری M256 بدون خان استفاده شده که در شرکت رینمتال اِیجی آلمان و تحت لیسانس جنرال داینامیکس آمریکا طراحی شده است. این نیز توانایی شلیک انواع توپهای مختلف مانند اورانیوم ضعیف شده را دارد که به آن تونانایی مقابله با نیروهای زرهی و نفرات دشمن و حتی از نظر تئوری با وسایل پرنده با ارتفاع کم را دارد که البته این توانایی هنوز امتحان نشده است.

این تانک برای اولین بار در جنگ خلیج در سال 1991 در صحنه نبرد حضور یافت و در این جنگ بود که توانایی های بالای خود را به نمایش گذاشت.

ابرامز علاوه بر توپ اصلی خود مجهز به سه مسلسل دیگر نیز می باشد : 1- مسلسل 12.7 میلیمتری M2 که جلوی دریچه فرمانده قرار دارد و دارای آلت نشانه روی با بزرگنمایی 3x است. 2- دو مسلسل 7.62 میلیمتری که یکی مقابل دریچه پر کننده (لودر) و دیگری هم محور با توپ تانک است که بخاطر امکان استفاده آن از درون تانک بسیار مورد توجه قرار می گیرد. همچنین در برجک تانک دو پرتاب کننده ی 6 لول نارنجکهای دودزا گنجانده شده که باعث پنهان ماندن از دید دشمن و نمایانگر های گرمایی ( فروسرخ) می شود. موتور آن نیز می تواند پرده دودی برای استتار تولید کند. M1 به کامپیوتر کنترل آتش مجهز است که متصل به سنسور های نمایانگر گرمایی، مسافت یاب لیزری، حسگر باد، حسگر شیب زمین، داده های مربوط به نوع مهمات که تنظیمات مختلف برای مهمات را انجام می دهد) می باشد.

هم فرمانده و هم توپچی می توانند توپ تانک را شلیک کنند. سیستم کنترل آتش ابرامز بسیار پیچیده، موثر و مهلک می باشد بطوریکه امکان شلیک دقیق توپ در حین حرکت در زمینهای ناهموار را می دهد. با خدمه ماهر این تانک می توان هدف را در برف، باران، مه، دود و تاریکی مطلق از فاصله 4 کیلومتری تشخیص داد و اغلب هدفی به اندازه یک تانک را در یک شلیک می توان حمله کند. ابرامز از موتور 1500 اسب بخاری نیرو گرفته و دارای 4 حالت(حرکت) جلو و 2 حالت عقب می باشد که به آن حداکثر سرعت 67 کیلومتر در ساعت را در خیابان و 48 کیلومتر در ساعت را از میان دشت و صحرا می دهد. موتور آن با گازوییل، نفت سفید، JP-1 یا سوخت هواپیما و از نظر تئوری با الکل کار می کند.C-5 و C-17 حمل کرد، بطوریکه یک تانک آماده رزم و یا دو تانک آماده حمل توسط C-5 و یک تانک آماده حمل توسط C-17 جابجا می شوند که البته این محدودیت باعث بروز مشکلات جدی در جنگ خلیج 1 شد که با حمل 1848 تانک توسط کشتی این مشکل برطرف شد. در حالت آماده حمل بعضی قسمتهای زره نصب نمی شود و مهمات و سوخت پس از رسیدن به مقصد در اختیار تانکها قرار داده می شود. کیت پایداری شهری تانک (TUSK) شامل ارتقاهایی است که به منظور افزایش توانایی رزمی روی نمونه های M1A2 در محیطهای شهری اعمال می شود. این ارتقاها بدلیل خطرناکتر بودن محیطهای شهری نسبت به صحنه های نبرد می باشد. و این خود به دلیل قویتر بودن زره جلویی تانک ها از زره های کناری، بالایی و پشتی و وجود امکان حمله از هر طرف می باشد. ارتقا زره شامل افزودن زره های واکنشی به کناره های تانک برای مقابله با سلاحهای زد تانک و کلاهکهای shaped charged می باشد. زره های میله ای (شبکه ای) در پشت بدنه برای حفاظت از موتور نصب و سپر اسلحه نیز بر روی مسلسل توپچی برای محافظت از شلیک کننده قرار داده می شود. ارتقاهای دیگر شامل نصب نمایانگر های گرمایی بر روی مسلسل پر کننده (لودر) است. همچنین به مسلسل 12.7 میلیمتری فرمانده نیز قابلیت شلیک از داخل برجک در حالیکه دریچه بسته باشد داده می شود. یک تلفن بیرونی هم برای برقرای ارتباط فرمانده با سربازان پشتیبان تانک در پشت بدنه تعبیه شده است.

فیلم مستند تانک آبرامز در آرشیو موجود میباشد. نحوه سفارش به زودی اعلام میشود.



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط داریوش چراغی  | 

خودرو زرهی CV90

زرهپوش سی.وی-90 خانواده ای از خودروهای زرهی سبک را تشکیل می دهد که حاصل کوشش مشترک شرکتهای "بی.آ.ئی سیستمز" و "سآب-بوفورس" می باشد. در تقسیم کاری که این دو شرکت عظیم تسلیحاتی برعهده گرفته اند ساخت بدنه به بی.آ.ئی سیستمز و ساخت برجک به سآب-بوفورس واگذار شده است.
توسعه این زرهپوش با اعلام نیاز نیروی زمینی سوئد به یک زرهپوش با توانایی تحرک بالا در ابعاد استراتژیکی و تاکتیکی در سال 1984 آغازشد. هدف این برنامه ساخت زرهپوشی بود که قابلیت بقا و حفاظت بالایی داشته باشد و بتواند نقش های دفاع هوایی و ضدتانک را نیز برعهده بگیرد. در آن زمان شرکت "هاگلنودز" ،که بعدها توسط بی.آ.ئی سیستمز خریداری شد، در پی توسعه یک زرهپوش پیشرفته بود. 5 پیش نمونه آزمایشی از زرهپوشهای ساخت هاگلنودز در طی سالهای 1988 تا 1991 تحت آزمایشهای گسترده ای از سوی ارتش سوئد قرارگرفتند.

تولید انبوه سی.وی-90 در سال 1993 آغاز شد و تا کنون بیش از 1170 دستگاه از انواع گوناگون آن سفارش داده شده است. تا کنون کشورهای سوئد(509دستگاه)، نروژ(104دستگاه)، سویس(186دستگاه)،هلند(192دستگاه)،دانمارک(4 5دستگاه) و فنلاند(102دستگاه) این خودرو را به خدمت گرفته اند. لهستان برای ساخت یک نمونه آزمایشی از نفربر زرهی "بی.دابیلو.پی-40" یک برجک سی.وی-90 را خریداری کرد که البته طرح لهستانی ها از نمونه آزمایشی فراتر نرفت. کشورهای کانادا و بریتانیا نیز این زرهپوش را برای خدمت در ارتشهای خود مورد ارزیابی قرارداده اند.

حفاظت

زره سی.وی-90 می تواند خدمه این خودرو را در برابر گلوله های زره شکاف 14.5 میلیمتری محافظت کنند. در هنگام ضرورت، زره تمام جوشکاری شده سی.وی-90 را می توان با انواع زره های اضافی تقویت کرد. این زره تقویتی می تواند سی.وی-90 را در برابر گلوله های 30 میلیمتری ضدزره محافظت کند. این زرهپوش سطح مقطع راداری کوچکی دارد و امضای حرارتی و صوتی آن اندک می باشد. سی.وی-90 به سیستمهای آتش خاموش کن خودکار و مقابله با حملات ش.م.ه مجهز شده است. فضای داخلی سی.وی-90 با یک لایه کولار پوشانده شده است تا حفاظت بیشتری برای خدمه تأمین شود.

انعطاف پذیری

از دید تسلیحاتی سی.وی-90 زرهپوشی فوق العاده انعطاف پذیر است که می توان آن را به انواع مختلف برجکها، تسلیحات، دستگاه های نشانه روی و سیستمهای هدایت آتش مناسب با نوع اهداف و عملیات مجهز کرد. خدمه سی.وی-90 عبارتند از فرمانده، راننده و توپچی. علاوه بر خدمه، هر دستگاه سی.وی-90 می تواند 8 سرباز را در درون خود جای دهد.
نمونه اصلی سی.وی-90 ،که در خدمت ارتش سوئد می باشد، به یک قبضه توپ 40 میلیمتری ال-70 ساخت بوفورس مجهز شده است. نمونه های صادراتی اغلب به یک قبضه توپ 30 میلیمتری مجهز شده اند. سوئد تعدادی از زرهپوشهای خود را به یک دستگاه دید در شب با دقت بالا مجهز کرده است.

تاریخچه عملیاتی

با آنکه سی.وی-90 اولین بار در سال 1993 وارد خدمت شد اما تا سال 2007 در یک رزم واقعی شرکت نکرد. در ماه نوامبر 2007 گردان دوم ارتش نروژ در افغانستان ،تحت نظارت سازمان ملل، وارد نبرد سنگینی با مهاجمین طالبان شدند و توانستند آنها را به عقب برانند. منابع نروژی تلفات طالبان را در حدود 45 تا 65 کشته و تعداد بیشتری مجروح ذکر می کنند. کمی بعد در استان بادقیس این نیروها در کمین طالبان گرفتار شدند که این درگیری بدون تلفات برای نیروهای نروژی گزارش شده است. در ژانویه سال 2010 یک دستگاه سی.وی-90 ارتش نروژ در افغانستان بر روی مین رفته و راننده آن کشته شد.
ارتش سوئد سی.وی-90 هایش را در جنگهای داخلی لیبریا به خدمت گرفته است. سوئد در بهار 2009 چهار دستگاه سی.وی-90 به افغانستان اعزام کرد. این خودروها دست کم دو بار با شورشیان درگیر شده اند.
در فوریه 2010 دانمارک 10 دستگاه سی.وی-90 به استان هلمند افغانستان اعزام کرد. این زرهپوشها در کنار زرهپوشهای پیرانها و تانکهای لئوپارد-2 دانمارکی عملیات می کنند. در آوریل همان سال، 2 دستگاه از سی.وی-90 های دانمارکی در اثر انفجار مینهای کنار جاده ای هدف قرارگرفتند. در هر دو مورد خدمه و سربازان درون زرهپوشها جان سالم به در بردند ولی زرهپوشها ،که چرخها و زنجیرشان آسیب دیده بود، برای بررسی بیشتر به کارخانه سازنده در سوئد فرستاده شدند. در روز هفتم آگوست 2010 یک دستگاه دیگر از زرهپوشهای دانمارک توسط مین کنار جاده ای کاملا منهدم شد. 2 نفر از خدمه آن کشته و 3 نفر مجروح شدند. 

انواع
سی.وی-9030

ارتش نروژ از سال 1995 زرهپوش سی.وی-90 را به خدمت گرفته است. زرهپوشهای این ارتش به توپهای 30 میلیمتری خودکار بوشمستر مسلح شده اند. در سال 2003 قرار شد که 17 دستگاه از این زرهپوشها به روز شوند و با کیتهای ضدمین، دوربین دید عقب و سیستم خنک کننده هوای جدید مجهز شوند.
ارتش سویس سی.وی-90 های خود را با عنوان "تانک نارنجک انداز 2000" می شناسد. 186 دستگاه سی.وی-90 این نیرو بین سالهای 2002 تا 2005 وارد خدمت این ارتش شده اند. این زرهپوشهای به یک قبضه توپ 30 یا 40 میلیمتری بوشمستر مارک 44 مسلح شده اند و از یک دستگاه نشانه روی ضدهواپیما ساخت سآب و یک سیستم هدایت آتش دیجیتال بهره می گیرد. این سیستم هدایت آتش دارای یک نمایشگر برای هر یک از خدمه می باشد و می توان آن را با سیستم مدیریت صحنه نبرد کامل کرد.
فنلاند از سی.وی-90 هایی استفاده می کند که برجک آنها توسط شرکت "پاتریا"ی فنلاند ساخته شده است. قیمت هر یک از این زرهپوشها 2.67 میلیون یورو برآورد شده است.

در سال 2004 ارتش هلند 184 دستگاه سی.وی-90 مارک3 سفارش داد که قرار شد نصب برجک و مونتاژ نهایی آنها در شرکت "وان هالترن متال" هلند انجام شود. این زرهپوشها به یک قبضه توپ بوشمستر 35 میلیمتری، یک جایگاه فرمانده بر روی سقف برجک، و دستگاه نشانه روی دید در شب/روز نسل سوم مجهز شده است. حفاظت این زرهپوشها در برابر حملات از بالا و مینها تقویت شده است. در سال 2005 شرکت تالس برای ساخت دوربینهای دید در شب زرهپوشهای ارتش هلند انتخاب شد. هر زرهپوش برای ارتش هلند 5.06 میلیون یورو هزینه دربرداشته است
.

خمپاره انداز

پاتریای فنلاند توانسته است در مقاطعه ای برنده شود که به موجب آن باید تعدادی از زرهپوشهای سی.وی-90 سوئد را به خمپاره انداز پیشرفته "آموس" مسلح کند. آموس از دو خمپاره انداز 120 میلیمتری هم محور تشکیل شده است که برجک آن می تواند 360 درجه بچرخد. سیستم هدایت آتش کامپوتری آموس به آن اجازه می دهد که به صورت مستقیم و غیرمستقیم شلیک کند. انواع گوناگونی از مهمات را می توان در آموس بکارگرفت. مهمترین آنها، گلوله های باهوش "استریکس" هستند که توسط شرکت ساب-بوفورس سوئد ساخته شده اند. گلوله های استریکس دارای یک سنسور مادون قرمز هستند و می توانند پس از شلیک به جستجوی هدف خود بپردازند. برد این گلوله ها 5000 متر است.خمپاره انداز آموس در سال 2002 یکی از گزینه های اصلی ارتش آمریکا برای "برنامه سیستم رزمی آینده" این نیرو بوده است. در جولای 2006 قرارداد ارتش سوئد و پارتیا بسته شد و قرار است که سی.وی-90 های مسلح شده به خمپاره انداز آموس در سال 2011 تحویل این نیرو داده شوند. این خمپاره انداز بر روی زرهپوش فنلاندی "اکس.آ-200" نیز نصب شده است. 


تانک سی.وی-90

آخرین نمونه های زرهپوش سی.وی-90 به برجکهای ساخت هاگلنودز مجهز شدند. این برجکها دارای یک قبضه توپ 120 میلیمتری ساخت سویس می باشند. ساخت سیستم هدایت آتش این توپها برعهده سآب گذشته شده است. این تانک به سیستم اخطار قفل و نزدیک شدن موشکهای راداری یا لیزری می باشد. یک سیستم اختلال الکترونیک فعال و یک سیستم راداری کشف پرتابه های با مسیر منحنی حفاظت تانکهای سی.وی-90 را تکمیل می کنند. برجک این تانکها از طرحی رادارگریز بهره می گیرند. نواخت شلیک این توپ بدون خان به 14 تیر در دقیق بالغ می شود. گونه دیگری از سی.وی-90 به یک قبضه توپ 105 میلیمتری خان دار مجهز شده است تا به عنوان شکارچی تانک بکارگرفته شود.

زرهپوش ضدهوایی

از سال 1995 ارتش سوئد تعداد 27 دستگاه زرهپوش سی.وی-90 مجهز به توپ ضدهوایی را به خدمت گرفته است. این زرهپوشها به یک دستگاه رادار اکتشافی ساخت تالس مجهز شده اند که می تواند اهداف را ارزیابی و بر اساس میزان تهدیدشان آنها را اولویت بندی کند. این زرهپوش می تواند با اهداف در ارتفاع پست و حداکثر تا فاصله 4000 متر درگیر شود. سیستم نشانه روی "یو.تی.آ.آ.اس" ساخت سآب به همراه یک نمایشگر گرمایاب، فاصله یاب لیزری و سیستم هدایت آتش کامپیوتری می تواند توپ ال-70 را بر روی اهداف قفل کند.


زرهپوش شناسایی

یک سیستم نشانه روی دقیق به همراه فاصله یاب لیزری و تجهیزات بهبود یافته ارتباطی و ناوبری سی.وی-90 را به یک زرهپوش شناسایی خط مقدم درجه یک تبدیل کرده اند. این زرهپوش به برجکی با یک قبضه مسلسل 7.62 میلیمتری مسلح شده است.


زرهپوش فرماندهی

یک گونه دیگر سی.وی-90 زرهپوش فرماندهی است که به انواع تجهیزات ارتباطی "سی-3" مجهز شده است. این زرهپوش نیز از یک قبضه مسلسل چندمنظوره 7.62 میلیمتری بهره می گیرد.

زرهپوش تعمیراتی

زرهپوش تعمیراتی سی.وی-90 دارای 4 نفر خدمه بوده و می تواند تا باری به وزن 72 تن را به همراه خود یدک بکشد. برجک این زرهپوش نیز به یک قبصه مسلسل 7.62 میلیمتری مسلح شده است. سی.وی-90 در نقش زرهپوش تعمیراتی به دو دستگاه وینچ هیدرولیک وی یک جرثقیل مجهز شده و یک بیل مکانیکی در جلوی آن نصب شده است.

مشخصات CV90

وزن 26تن
طول 6.47
عرض 3. 01
ارتفاع 2.5
خدمه 3نفر+8 سرباز
تسلیحات 1 قبضه توپ 40 میلیمتری بوفورس
یا 1 قبضه توپ 30 میلیمتری بوشمستر
موتور 1 دستگاه موتور 8 سیلندر اسکانیا
قدرت 550اسب بخار
نسبت قدرت به وزن 23 اسب بخار/تن
برد عملیاتی 320 کیلومتر
سرعت 70 کیلومتر بر ساعت
1 قبضه مسلسل 7.62 میلیمتری

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط داریوش چراغی  | 

تانک زولفقار

از حدود 10 سال پس از معرفی تانک ذوالفقار، حدس و گمانهای کارشناسان خارجی در مورد این تانک ادامه دارد. اصولن تمامی اطلاعاتی که می توان از رسانه های گوناگون به دست آورد، مبتنی بر حدث و گمان و برداشتهای اطلاعاتی است که از تصاویر و یا فیلمهای گرفته شده بدست آمده است. طراحی و ساخت این تانک، خود نمایانگر احساس نیاز واحدهای نظامی ایران به ادوات جنگی قابل اطمینان و ساخت داخل است؛ اندیشه ای که بر پایه ی تجارب ارزشمند زمان جنگ با عراق شکل گرفته است.

تانک متوسط T-62 بدنهء اصلی زرهی سپاه پاسداران ایران

بی شک در ساخت این تانک، از تجارب سایر کشورها نیز استفاده شده است. با این حال جالب است بدانید برخی از سایت های اينترنتی ، تانک ذوالفقار را در رده ی تانکهای بسیار مدرن جهان قرار داده اند و این خود نمایانگر زحمات باارزش مهندسان ایرانی است. ذوالفقار گذشته از شباهتها و همسانی هایی که با برخی تانکهای امریکایی و روسی دارد، طرحی کاملن جدید است که بر پایه تکنولوژی موجود در ایران به نتیجه رسیده و این خود مهمترین نقطه ی قوت ذوالفقار به حساب می آید. ساخت داخل بودن یک تکنولوژی نظامی، دارای ارزشهای فراوانی از جمله داشتن چشم اندازهای پیشرفت و بهسازی های مهندسی در آن وسیله است. مسئله ای که می توان آن را به عینه در روند تکامل تدریجی تانک ذوالفقار دید. از اولین نمونه های آن تا جدیدترین مدلهای ارائه شده، جای پای نوآوری و ابتکار به همراه الگوبرداری از نمونه هایی نظیر M-60 و M-1 و T-72 به خوبی دیده می شود.

تانک M-60، بدنهء اصلي زرهي نيروي زميني ارتش ايران 

اگر در اولین نمونه ی ارائه شده می شد نشانه های تانک M60 امریکایی را دید، اما در نمونه ذوالفقار3 این همخوانی ها کمتر به چشم می آید. اگر در دو مدل قبلی (ذوالفقار 1 و 2) ، برجک تانک رگه هایی از تانك T-72Z روسی را در خود داشت، اما در ذوالفقار3 مهندسین ایرانی این یکسانی و همخوانی را کاهش داده اند. در اولین نمونه های ذوالفقار احتیاط مهندسین و محافظه کاری را به خوبی می شد مشاهده کرد. زیرا طراحی آن زیبا ولی ساده صورت گرفته بود. در مدل های بعدی، رفته رفته این طراحی شکل بهتری به خود می گیرد و به ویژگی تانکهای معاصر جهان نزدیک تر می شود.

منابع اطلاعاتی غربی بر این باورند که کارشناسان روسی، کره ی شمالی و برخی کشورهای اروپای شرقی از جمله لهستان و یوگوسلاوی، ایران را در تکمیل این تانک یاری داده و تکنولوژی مورد نیاز چنین کاری را فراهم ساخته اند. با توجه به آنکه کشورمان ، تانک T-72S را تحت امتیاز روسیه در ایران تولید کرده است (تانک T-72S مدل ارتقاء یافته ی تانک T-72 محسوب می شود) کارشناسان امور نظامی اعتقاد دارند که در ذوالفقار، از تسلیحات این تانک از جمله سیستم کنترل آتش و توپ پرقدرت 125میلی متری آن استفاده شده است. گرچه مقامات نظامی ایران، این موضوع را رد و اعلام نموده اند در آخرین نمونه ی ذوالفقار، این تانک از جنبه های فنی کاملن بهینه شده و دارای سیستم کنترل آتش پیشرفته رایانه ای و مسافت سنج لیزری مدرن است و تکنولوژی ساخت آن کاملن بومی شده است. با وجود تحریم های ایالات متحده ی امریکا، احتمالن ایران برخی از تکنولوژی های نظامی مورد نیاز خود را از کشورهای بلوک شرق و همچنین کشورهای امریکای جنوبی (ازجمله برزیل) بدست آورده است.

اولین گمانه زنی ها در مورد مشخصات فنی ذوالفقار، مبتی بر این بود که این تانک حاصل مهندسی معکوس تانک های M60/2 و M-48 و T-72 می باشد . تصاویر این تانک نمایانگر این است که بدنه ی ذوالفقار شباهتهایی به تانک M-60 که سالها در نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی ایران مورد استفاده قرار می گرفته است دارد. همچنین با توجه به شکل و ساختار برجک تانک، گمان می رفت که ذوالفقار از تجهیزات تانکهای روسی استفاده می کند. در مجموع این تانک را محصول آمیختگی تانکهای امریکایی و روسی می دانند. ایران از کاربران تانکهای روسی T-54 و T-55 و T-72 است.
نیروی زمینی ایران از کاربران قدیمی تانکهای سری M و به ویژه M60 محسوب می شود. تمامی تانک های مدل T روسی از موتور دیزلی استفاده می کنند که اگزوز آن، بالای بدنه و سمت چپ تانک قرار دارد. احتمالن ذوالفقار نیز از یک موتور دیزلV شکل با توانایی تقریبی 1000 اسب بخار استفاده می كند. این میزان قدرت با توجه به وزن تانک که آن را در حدود 40 تن تخمین می زنند، سرعت قابل توجهی معادل 70 تا 80 کیلومتر بر ساعت به ذوالفقار می دهد. برجک تانک دارای زاویه های هندسی مناسبی است که به خاطر نوع طراحی آن، برخی از صاحب نظران نظامی را بر آن داشته تا ادعا کنند که تانک ذوالفقار، تقلیدی ساده از تانک آبرامز (M-1) امريكايي است.

همانند سایر تانکها، راننده ی تانک ذوالفقار نیز در سمت چپ بدنه قرار می گیرد. راننده ی تانک می تواند با باز کردن دریچه دید بالای سر خود، به سمت راست به هدایت چشمی تانک بپردازد و یا اینکه از پریسکوپ استفاده نمايد. تانک ذوالفقار مجهز به سیستم دید در شب و سیستم تهویه هوا برای خارج کردن گاز ناشی از شلیک توپ است. صنایع نظامی ایران، کار مقاوم سازی تانک های نیروی زمینی ارتش را در برابر حملات میکروبی و شیمیایی آغاز کرده كه این تغییرات و بهسازی ها، شامل حال مدل های جدید ذوالفقار نیز شده است. توپ پرقدرت 125 میلی متری ذوالفقار همانند تانک T-72، به صورت خودکار مسلح می شود. همچنين تانک ذولفقار، مجهز به مسافت یاب لیزری است و برجک آن نیز دارای سیستم برقی می باشد.

ذوالفقار1

در ذوالفقار 1 ، می توان سیستم هشدار دهنده و پدافند لیزری ساخت سازمان صنایع دفاع ایران را نیز دید. این سیستم می تواند کاربران خود را با تابش پرتوهای لیزر هدایت کننده، از جنگ افزارهای هدایت شونده ی ضدتانک آگاه کند. این سیستم توانایی تشخیص پرتوهای مستقیم و یا غیرمستقیم مسافت یاب های لیزری را از نشانه گذارهای لیزری دارد. این سیستم قدرت واکنش پرسنل تانک را در برابر تهدیدها افزایش داده و حتی امکان فعال شدن خودکار و به موقع واحدهای پدافندی را در سمت زاویه تهدید فراهم می سازد. پدافند مورد استفاده این سیستم به صورت انتخابی، می تواند ترکیبی از پرتاب کننده های نارنجک دودزا باشد. این کار باعث شکستن قفل لیزری پرتابگرهای دشمن می شود. پوشش این سیستم هشدار دهنده 360 درجه در افق و 60 درجه در ارتفاع است.

عمده تغییرات مدلهای ذوالفقار، بیشتر در قسمت برجک تانک بوده است. آنچه که از تصاویر ذوالفقار3 به دست می آید آن است که بدنه ی ذوالفقار3 ، با اسکلت بندی پیشینیان خود تفاوت دارد. بدنه ی تانک ذوالفقار1 ، شباهت زیادی به تانک M-60 امریکایی داشت و شنی های آن نیز مشابه همان تانک بود. اما در ذوالفقار3 ، بدنه ی تانک دچار تغییرات زیادی شد. این تغییرات شامل افزایش قطر زره بدنه عقبی و همچنین تغییراتی در زره برجک تانک می شود. زره بخش جلویی تانک نیز برخلاف شباهت های قبلیش به زره M-60، این بار بخش بالایی آن با زاویه دید راننده تانک برابر شده و صاف به نظر می آید. این تغییرات به چند دلیل صورت گرفته است: اولین دلیل تزریق تکنولوژی های جدید به چرخه ی صنایع تانک سازی ایران است و دومین عامل آن می تواند افزایش تهدیدها از جانب تسلیحات جدید ضدتانک باشد. به این معنی که ذوالفقار، برای مقاومت بهتر در برابر این نوع تسلیحات (که روز به روز هوشمندتر می شوند) به زره بهتر و بسیار زخیم تری با آلیاژهای بهتر مجهز شده است.

مدلهای ابتدایی تانک ذوالفقار، نمایانگر نوع سمت گیری های نظامی ایران در همکاری های نظامی با کشورهایی نظیر کره ی شمالی و یوگسولاوی است. تانکهای ذوالفقار1 و 2 ، با استفاده از تکنولوژی روسیه و بلوک شرق ساخته شدند. اما ذوالفقار3 ، حاصل همکاری نظامی ایران با کشورهای خارج این حوزه است. برخی از منابع اطلاعاتی ، از همکاری نظامی ایران و برزیل خبر داده بودند و برخی دیگر احتمال خرید برخی تکنولوژی فاصله یاب دقیق لیزری از IAI (یا Israel Aircraft Industries) داده اند.
این احتمال که ایران تکنولوژی های تازه ای را از برزیل و اسرائیل (با واسطه ی کشور رومانی) دریافت کرده باشد زیاد است. باید دانست که برزیل خود دارای تکنولوژی ساخت تانک است و تاکنون صنایع نظامی آن کشور ، چند تانک را برای ارتش برزیل طراحی کرده و به مرحله ساخت رسانده است. به همین دلیل ذوالفقار 3 ، شباهتهایی با تانک برزیلی اوسریو دارد.

T-72Z
ایران به جز تانک ذوالفقار، تانک سفیر74 را نیز تولید می کند. (سفیر 74 ، همان تانک T-72S روسی است) صنایع دفاعی ایران همچنین زره پوش های تندر 1 و 2 و همچنين نفربری به نام براق را نیز به تولید رسانده است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط داریوش چراغی  |